![]() |
![]() |
|
| به خاطرتوسرودم چراکه تنهاتو دلت به وسعت دریاست بین ادمها |
|
+ نوشته شده در
جمعه 7 بهمن1384ساعت 0:16 قبل از ظهر توسط mohamad7 |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 7 بهمن1384ساعت 0:16 قبل از ظهر توسط mohamad7 |
|
|
تو را به دادگاه خواهند كشيد
شايد به حبس ابد محكوم شوي جزييات جنايتت معلوم نيست اما اثر انگشتت را روي قلبي شكسته يافته اند. ![]() _________________ برگ از درخت خسته شده پاييز بهانه است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 بهمن1384ساعت 3:29 قبل از ظهر توسط mohamad7 |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 بهمن1384ساعت 3:28 قبل از ظهر توسط mohamad7 |
|
|
كاش مي شد بي تفاوت از همه چيز گذشت كاش مي شد چشم به روي اين همه دروغ بست و تلخي ها و بي مهري ها را به روي خود نياورد.كاش نگاههاي التماس آميز
هيچ بي پناهي تمام هستي ات را به آتش نمي كشيد.كاش دستهايمان آنقدر با سخاوت و زلال بود كه قلب آشفته ي يك غريبه را آرام مي كرد....... تو بهار رو دوست داري ومن پاييز اگر تو چند قدم به جلو بيايي ومن چند قدم به عقب بر گردم.... در تابستاني گرم و بلند به هم ميرسيم...... ![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 بهمن1384ساعت 3:26 قبل از ظهر توسط mohamad7 |
|
|
با قلم مي گويم :
اي همزاد اي هم سرنوشت هر دومان حيران بازي هاي زشت حرف هايم را نوشتي دستخوش اشكهايم را كجا خواهي نوشت ؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 بهمن1384ساعت 3:25 قبل از ظهر توسط mohamad7 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 هفته اوّل بهمن 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|