![]() |
![]() |
|
| به خاطرتوسرودم چراکه تنهاتو دلت به وسعت دریاست بین ادمها |
|
درها به طنین های تو وا کردم
هر تکه نگاهم را جایی افکندم ،پر کردم هستی ز نگاه بر لب مرداب ، پاره لبخند تو بر روی لجن دیدم ، رفتم به نماز. در بن خاری ، یاد تو پنهان بود، پاشیدم به جهان. بر سیم درختان زدم آهنگ زخود روییدن ، و به خود گستردن. و شیاریدم شب یکدست نیایش ، افشاندم دانه راز. وشکستم آواز فریب. و دویدم تا هیچ. و دویدم تا چهره مرگ ، تا هسته هوش. و فتادم بر صخره درد. از شبنم دیدار تو تر شد انگشتم ، لرزیدم. وزشی می رفت از دامنه ای ، گامی همراه او رفتم. نه تاریکی ، تکه خورشیدی دیدم ، خوردم ، و ز خود رفتم . و رها بودم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 28 بهمن1384ساعت 3:54 بعد از ظهر توسط mohamad7 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 هفته اوّل بهمن 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|